تنشهای ژئوپلیتیک در خاورمیانه وارد مرحلهای تازه شده است؛ جایی که شکلگیری و تقویت محور همکاری میان امارات متحده عربی و اسرائیل به یکی از محورهای اصلی نگرانی کشورهای منطقه تبدیل شده است. در این چارچوب، عربستان سعودی و برخی دولتهای همسو، نسبت به پیامدهای این همگرایی هشدار دادهاند و آن را عاملی بالقوه برای بیثباتی بلندمدت میدانند.
به نوشته وبگاه خبری تحلیلی میدل ایست، مشارکت روزافزون امارات در برنامههای امنیتی، نظامی و اطلاعاتی اسرائیل، از نگاه منتقدان میتواند توازن سنتی قدرت در منطقه را تغییر دهد. این همکاریها که در ابتدا در قالب روابط دیپلماتیک و اقتصادی تعریف میشد، اکنون به حوزههای حساستری مانند فناوریهای دفاعی و زیرساختهای امنیتی نیز کشیده شده است. همین موضوع باعث شده برخی تحلیلگران از شکلگیری یک «محور جدید قدرت» در منطقه سخن بگویند.
نگرانی از تغییر موازنه منطقهای
در سطح راهبردی، نگرانی اصلی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس این است که نزدیکی امارات و اسرائیل میتواند موجب بازتعریف نقش بازیگران منطقهای شود. این تغییر، بهویژه در حوزه امنیت انرژی، مسیرهای دریایی و کنترل فناوریهای نظامی، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
برخی گزارشها نشان میدهد که همکاریهای دو طرف تنها به تبادل اطلاعات محدود نیست، بلکه شامل هماهنگیهای عملیاتی و استفاده از ظرفیتهای فناورانه نیز میشود. این روند، به باور منتقدان، میتواند حساسیت سایر قدرتهای منطقهای را افزایش داده و رقابتهای امنیتی را تشدید کند.
در این میان، عربستان سعودی بهعنوان قدرت اصلی عربی منطقه، نسبت به شکلگیری بلوکهای جدید خارج از چارچوب سنتی امنیتی خلیج فارس ابراز نگرانی کرده است. از نگاه ریاض، هرگونه تغییر در موازنه قدرت باید با اجماع منطقهای و در چارچوبی قابل کنترل انجام شود، نه از طریق ائتلافهای دوجانبه و محدود.
شکست راهبرد «تغییر نظام»
یکی از محورهای اصلی سیاست آمریکا و متحدانش، تلاش برای تغییر نظام سیاسی در ایران بوده است. این راهبرد که بر پایه فشار نظامی، عملیات اطلاعاتی و تحریک نارضایتیهای داخلی طراحی شده بود، در عمل با شکست مواجه شده است.
بر اساس گزارشها، این طرح شامل چند مرحله از جمله حمله نیروهای نیابتی، ایجاد ناآرامیهای داخلی و در نهایت جایگزینی رهبری سیاسی بوده است. اما نهتنها این مراحل به نتیجه نرسید، بلکه در مواردی نتیجه معکوس داد.
در داخل ایران، حملات خارجی باعث افزایش همبستگی اجتماعی شد. بخشهایی از جامعه که پیشتر منتقد بودند، در برابر تهدید خارجی موضعی همسو با حاکمیت اتخاذ کردند. این تغییر فضا، عملاً امکان شکلگیری یک آلترناتیو سیاسی مورد حمایت خارجی را تضعیف کرد.
در همین حال، اختلافنظر در داخل دولت آمریکا نیز به یکی از عوامل تضعیف این راهبرد تبدیل شد. برخی مقامات ارشد نسبت به پیامدهای چنین سیاستی هشدار داده و آن را غیرواقعبینانه ارزیابی کردند.
نقش ایران در معادلات جدید منطقهای
در سوی دیگر معادلات، ایران بهعنوان بازیگری تعیینکننده همچنان در مرکز محاسبات امنیتی منطقه قرار دارد. توانمندیهای نظامی، نفوذ منطقهای و موقعیت ژئوپلیتیک ایران باعث شده هرگونه تغییر در آرایش قدرت خلیج فارس بدون در نظر گرفتن واکنش تهران، ناقص و پرریسک باشد.
از نگاه تحلیلگران، ایران در سالهای اخیر نشان داده که میتواند در برابر ائتلافهای جدید، ابزارهای بازدارنده متنوعی را به کار بگیرد؛ از ظرفیتهای موشکی و پهپادی گرفته تا نفوذ سیاسی در برخی نقاط منطقه. همین موضوع باعث شده شکلگیری هر محور جدیدی، با محاسبه دقیق واکنش ایران همراه باشد.
پیامدهای احتمالی یک شکاف بلندمدت
تحلیلگران معتقدند که تداوم این روند میتواند به شکلگیری شکافهای پایدار در ساختار سیاسی و امنیتی خاورمیانه منجر شود. نزدیکی امارات و اسرائیل، اگر بدون سازوکارهای شفاف و منطقهای ادامه پیدا کند، ممکن است به افزایش بیاعتمادی میان کشورهای عربی و تشدید رقابتهای ژئوپلیتیک بینجامد.
از سوی دیگر، چنین وضعیتی میتواند تلاشها برای ایجاد یک چارچوب امنیتی مشترک در خلیج فارس را تضعیف کند. در شرایطی که تهدیدهای منطقهای پیچیدهتر شدهاند، نبود هماهنگی جمعی میان کشورهای عربی میتواند آسیبپذیری کل منطقه را افزایش دهد.
در مجموع، شکلگیری محور همکاری اسرائیل و امارات، در کنار نقش حساس عربستان و ایران، نشاندهنده ورود خاورمیانه به مرحلهای از بازآرایی عمیق است؛ مرحلهای که در صورت مدیریت نشدن، ظرفیت تبدیل شدن به یکی از کانونهای درگیریهای بلندمدت منطقه را دارد.





نظر شما